بنام خدا
در اين جا قصد داريم به اين پست از وبسايت (افشا) پاسخ دهيم:
http://www.notobs.com/farsi/faq/q5.htm
و اما پاسخ:
سخن اول اينكه گفته ارائه شده از ماركس، به كل اشتباه نقل شده است. ماركس چيز ديگر گفته است كه هر كسي مي تواند به اقوال مستند او مراجعه كند. ماركس عقيده داشت كه وقتي در جامعه اي دين وجود داشته باشد، هر كسي پس از اينكه به او ظلم شد، به جاي اينكه انقلاب كند؛ به دامان دين پناه مي برد.
نويسنده وبسايت افشا ميگويد كه احساس رضايت مندي با حقيقت منافات دارد. خيلي ساده مي پرسيم اين سخن را از كجا آورده ايد؟ آيا هميشه احساس رضايت مندي از امور غير حق به دست مي آيد ؟ آيا تنها اين افيون و ترياك است كه احساس رضايت به انسان مي دهد كه بگوييم هر احساس رضايتي، باطل است؟
سخن درست اين است كه بگوييم ترياك و افيون و همه موارد اين چنيني، احساس رضايت كاذب به انسان مي دهند. و احساس رضايت واقعي را بايد در امور حقيقي جست و يافت.
انسان در يك زندگي پاك و همراه با پرهيزگاري، در رضايت غرق مي شود. انساني كه از گناه و زنا و مشروب و ظلم و قتل و جنايت ، دور است؛ در تمام طول زندگي خود ، احساس رضايت را بارها تجربه مي كند.
اصولا اين حقيقت است كه به انسان رضايت دروني و كامل و مانا مي دهد. و اموري مانند مخدرات، اگر رضايتي هم بدهد، ناپايدار و بد عاقبت است.
چرا كه از راه دور است و كاذب است.
حقيقت و عقل، هر دور بهترين سخن هاست. يكي هدف است و ديگري وسيله اي براي اين هدف.
و دين هرگز دشمن اين دو نيست. بلكه دقيقا همين دو است.
و خدا ، همان حق است. غير از حق ، خدايي وجود ندارد.
هر كه خدا را گم كرده است و با نفرت به هر مطلب خدايي نگاه مي كند - نظير نويسنده وبسايت افشا - بايد به حق نگاه كند . هر جا حقي بود، او مي تواند خدا را هم بيايد.
گرچه براي آن نويسنده چنين اميدي نمي رود. كه اين ها هر سخن حقي را و هر سخن از خدا را كه بشنوندَ، فقط به نفرتشان به حق افزوده مي شود.
و لا يزيدهم الا نفورآ.
نوشته شده توسط اگر در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386 ساعت 3:9 | لینک ثابت |
